تبليغاتX
.::: تابیکران :::.
تابیکران خویشم گامی دگر نماندست.....................آغوش مهر بگشا،ای راز روزگاران

سلام

خیلی خیلی ممنون از نظراتون اما فک کنم باید حرف الهه خانوم رو گوش کنم!

با اجازه دوستان آشنا و ناآشنام می خوام خداحافظی کنم.

ناراحت نباشید بهتون سر می زنم اما ازین به بعد به عنوان یک خواننده ی وبلاگ

 نه یک خواننده و نویسنده!

آرزوی موفقیت برای همتون می کنم ایشالا که هر جا هستین خوش و خرم و سلامت

 زیر سایه ی پدرو مادرتون عمر با برکتی داشته باشید.

اگه تو این مدت چیزی از من شنیدین که باعث رنجش هر کدومتون شده به بزرگی

 خودتون ببخشید و حلال کنید.

اگه یه موقع یه مقدار سرکار رفته بودین اونم به حساب شوخی بچگونه بذارید و ازش

بگذرید.

شاید خیلیاتونو نمی شناختم و ندیدم اما با نوشته هاتون دل منو آروم می کردین و چیزای

 زیادی بهم یاد دادین.

به امید دیدار دوباره به امید روزی دوباره به امید عمری دوباره و شاید وبلاگی دوباره...

                                                                                                                خدانگهدار

.....................................

... کاغذ مچاله ...

... نطقم کور شد!!!...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط 64 | 
سلام

از همتون عذر می خوام سرم خیلی شلوغه و نمی رسم آپ کنم

به بزرگیه خودتون ببخشید.سعی می کنم زودتر برگردم با مطالب خوب.

..........

... کاغذ مچاله ...

... پرده ی پندار می باید درید      توبه ی تذویر می باید شکست

    عزم آن دارم که دستی برزنم    چند خواهم بود آخر پای بست...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط 64 | 
 

     در نوجوانی چقدر تنهایی ام را در اتاقک رویای سبزم حبس نمودم تا لمس کنم طراوت آینده را.

حالا.....اما چرا به نرمیٍ گذشته نیست!؟...

آیا می توان باور کرد حضور سبز خدایی دیگر حاصل نخواهد شد؟

کجاست آن آرامش بی تکرار!؟ کجاست آن آسایش بی چیز!؟...

...............................................

... کاغذ مچاله ...

... به انتظار تو تمام فصلها را خواهم گریست تا با تو در فصل دوستی جشن پیروزی برپا کنم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 3:59 بعد از ظهر  توسط 64 | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
…در نوازشهای باد
در گل لبخند دهقانان شاد
در سرود نرم رود
خون گرم زندگی جوشیده بود

نوشخند مهر آب
آبشار آفتاب
در صفای دشت من کوشیده بود
شبنم آن دشت از پاکیزگی
گوییا خورشید را نوشیده بود…

پیوندهای روزانه
وبلاگ مازیار ناظمی
سایت رسمی مصطفی مستور
مرکز کد آهنگ برای وبلاگتون
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
پیوندها
اوج مستی
راز گندم
آبی بی انتها
می ناب
صریر بی صدا
هیچکس
دل نوشته های من
نبض خیس حضور
lovegrief
دنیای عکس الکترونیک
دفتر سیمی
ایران 1404
بهزاد بهادری
گروه هنر دزنگار
دفتر شعر من
غزال
ایکا یا شاید بهتر باشه بگم "اینجا قم است"
رسپینا
این سه تا یا همون ما سه تا .کدوم سه تا؟
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان